السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

108

جواهر البلاغة ( فارسى )

بگذرد و تجاوز كند ، مجاز را نام نهاده‌اند بر لفظى كه از معناى اصلىاش نقل داده شده و استعمال گرديده تا بر معناى غيراصلى و متناسب با معناى اصلى دلالت كند . و مجاز از بهترين ابزارهاى بيانى است كه طبيعت آدمى به آن راه مىيابد تا معنى را روشن سازد . زيرا به وسيلهء مجاز معنا موصوف به صفت حسى درمىآيد ، به گونه‌اى كه نزديك مىشود اين صفت آن معنا را بر ديدگان شنونده عرضه كند . از اين جهت عرب به استعمال مجاز علاقه دارد ، چون به گسترش كلام و به دلالت الفاظ بر معانى انبوه گرايش دارد . و براى اين‌كه مجاز نازك‌بينى در تعبير دارد نفس به سبب آن مجاز شادمانى ، آسودگى و نشاط مىيابد . اين مجاز براى هركارى در كلام عرب گسترش يافته است . تا آنجا كه در قلمرو مجاز هرمعناى شگفت و والايى را پديد آورده‌اند . و سخنرانىها و سروده‌هايشان را به آن آراسته‌اند . و در اين باب بحث‌هايى هست . « اريحيّة » : نشاط ، آسودگى . « رائق » : و الا ، شگفتىزا . المبحث الاول فى تعريف المجاز و أنواعه ألمجاز هو اللفظ المستعمل فى غير ما وضع له فى اصطلاح التخاطب لعلاقة مع قرينة مانعة من إرادة المعنى الوضعى . بحث نخست در تعريف مجاز و انواع آن است . مجاز لفظى است كه در غير آنچه در اصطلاح تخاطب براى آن وضع شده استعمال شده است . و اين استعمال به جهت پيوند و مناسبتى است كه بين معناى حقيقى و مجازى وجود دارد و همراه با قرينه‌اى است كه مانع از ارادهء معنى وضعى آن مىشود . توضيح : « اصطلاح تخاطب » يعنى اصطلاحى كه با آن اصطلاح گفتگو مىشود و بر اساس آن سخن مىگويند . هرلغتى داراى اصطلاحات ويژه و كاربردهاى خاص است ، به اين اصطلاحات اصطلاح اهل لغت مىگويند . اهل شرع داراى اصطلاحات ويژه‌اى هستند كه به آنها اصطلاح اهل شرع يا متشرعه مىگويند . همهء دانش‌ها و فنون داراى اصطلاحات خاص خود هستند . ما مىگوييم : اصطلاح علم صرف ، اصطلاح علم نحو يا بلاغت يا فيزيك يا . . . حتى شاغلان به حرفه‌هاى گوناگون اصطلاحات ويژهء خود را